عباس اقبال آشتيانى
205
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
جنگ اباقاى با بركاى در 664 - در اوايل سلطنت اباقا خان بركاى پسر جوجى خان جماعتى از سپاهيان خود را از راه دربند قفقازيّه به سردارى نوقاى بتعرّض ولايات ارّان و آذربايجان فرستاد و اباقا در اين تاريخ تازه از قشلاق مازندران بتبريز برگشته بود . يشموت برادر اباقا در 20 صفر سال 664 اردوى نوقاى را شكست داد و چشم نوقاى زخم برداشت و لشكريان او رو به هزيمت گذاشتند . چون اين خبر به بركاى رسيد شخصا با 300000 نفر از دربند گذشته به كنار نهر كورا آمد و اباقا به جلوى او شتافت ولى چون بركاى را قوى يافت بساختن استحكامات در اطراف دو نهر ارس و كورا پرداخت و بركاى بتسخير بلاد ارّان و گرجستان و غارت آنها مشغول شد و تا تفليس پيش راند ولى در همين اثنا به مرض قولنج مرد و سپاهيانش بدون جنگ برگشتند و مردم آن حدود از ترس اينكه مبادا حملهء مغولان دشت قبچاق به آن نواحى تجديد شود سدّى در راه عبور ايشان ساختند و از لشكريان مغول و مسلمان مستحفظين جهت آن قرار دادند . جنگ اباقا با براق در 668 - در سال 666 مسعود بيك پسر محمود يلواج كه از جانب براق خان پادشاه اولوس جغتاى حكومت ماوراءالنّهر را داشت از جانب آن خان به سفارت به نزد اباقا خان آمد تا به ظاهر مراتب صداقت و دوستى براق را بحضور اباقا تقرير نمايد ولى در باطن غرص او تحقيق مقدار لشكر اباقا و شناختن راههاى بين ماوراءالنهر و خراسان بود چه براق تصميم گرفته بود كه بخراسان و آذربايجان لشكر كشد و آن نواحى را از دست اباقا بيرون آورد . مسعود بيك با احترام تمام از جيحون گذشته بخراسان آمد و بفرمان اباقا امرا و عمّال لشكرى و كشورى از او پذيرائى و استقبال شايان كردند و صاحبديوان خواجه شمس الدّين محمّد در مقابل او از اسب به زير آمده ركاب او را بوسيد و مسعود بيك از سر استخفاف خواجه را مخاطب ساخته گفت اگر صاحبديوان توئى نامت از نشان خوشتر و با آن مرد بزرگ از سر كبر و بلندپروازى سخن راند و خواجه شمس الدّين كه دانائى عاقل و با احتياط بود در جواب او هيچ نگفت در انتظار رسيدن فرصت مسعود بيك را بيشتر تواضع كرد . اباقا مقدم مسعود بيك را گرامى داشت و او را بالا دست جميع امرا نشاند و لباس چنگيز خان را به او پوشاند و بافتخار مقدم او شادى بسيار